تبليغاتX
هفته نامه مشرق زمین - گرمايش زمين توهم نيست
 
images/20071015/fire.jpgدر سالهاي اخير در بسياري از رسانه ها نوشته هايي را در خصوص مساله اي مي خوانيم که تا چند دهه قبل نامي از آن در ميان نبود.
مشکلي بزرگ که گويي چون دشمني اساسي قصد براندازي و ريشه کني زندگي در تمام سياره ما را دارد و اگر مهار نشود ، از هر سلاح کشتار جمعي مهيب تر است و مي تواند سياره زنده زمين را به سياره اي مرده تبديل کند و نسل انسان هوشمند را براي هميشه منقرض کند.
نکته جالب در اين ميان اين است که اين دشمن مشترک ، آنگونه که دانشمندان مي گويند برخاسته از خود ماست و جاه طلبي هاي انسان مدرن که سرمست از پيشرفت هاي علمي خود و سوار بر مرکب فناوري مي کوشيد تا راحتي و آسايش را از دل جهاني صنعتي به ارمغان بياورد و در اين راه هيچ قانون و اصلي را براي خود محترم نمي شمرد ، اينک در برابر فاجعه اي عظيم قرار گرفته است. زمين زخم خورده و دردهاي خود را آشکار مي کند و همانند بيماري بدحال تب کرده است.
آري ، زمين در حال گرم شدن است و اين موضوعي است که اگر فکري عاجل براي آن نشود ، شايد نسل موجودي به نام انسان و بسياري ديگر را براي هميشه نابود کند.


همه داستان از آغاز عصر صنعتي آغاز شد. انسان که توانسته بود ماشين هاي خودکار را که نيروي خود را از سوخت هاي فسيلي مانند ذغال سنگ و نفت و مشتقات آن مي گرفتند ، براي کمک به خود در صنعت طراحي کند ، عصر جديدي را در تاريخ آغاز کرد که به انقلاب صنعتي مشهور شد.
اينک کارخانه هاي بزرگ مي توانستند با سرعت بيشتري توليدکنند و نه تنها نياز بازار را برطرف کنند که نيازهاي جديدي را بر مبناي توليدات خود تعريف کنند.
رقابت هاي جديدي شکل گرفت و صاحبان صنايع براي اين که سرپا بمانند ، مجبور شدند بيشتر توليد کنند و در رقابتي تنگاتنگ با هم ابزارها و روشهايي را معرفي کنند که براي زندگي جديد نوعي الزام به شمار مي رفت.
انسان روياي زندگي راحت تر را در سر مي پروراند. زندگي اي که در آن به کمک ماشين ها و ابزارهايي که انرژي مصرف مي کردند بار بسياري ازکارهاي دوران سنتي از دوش انسان برداشته مي شد و به اين ترتيب انرژي ، ارزشي دوچندان يافت.
ذغال سنگ بزودي جاي خود را به طلاي سياه داد و چه داستان هايي که براي تصاحب اين يادگار چندميليون ساله در جهان نشنيده ايم حتي امروزه و در قرن 21 ميلادي هم شايد بتوان به جرات گفت اين نفت است که معادلات سياسي جهان را در بسياري از زمينه ها تنظيم مي کند و اين نفت است که شعله بسياري از جنگها و نبردها را فروزان کرده است و چه هزينه هاي فراواني که براي تصاحب اين منبع انرژي صورت نگرفته است.
هر روز مصرف انرژي افزايش يافت و هر روز ابزار جديدي که به نظر مي رسيد زندگي ما را دچار تحول مي کند ساخته شد و همه اينها نياز به انرژي را بين مردم افزايش داد.
انسان چنان سرخوش در راه توليد بيشتر انرژي گام برداشت که فراموش کرد در سياره اي متعادل زندگي مي کند و اگر بخواهد ماده اي که چند ميليون سال براي توليد آن زمان صرف شده است را يک باره بسوزاند با چه دشواري هايي روبه رو مي شود.
با گذشت زمان انسان مدرن که پا را از مرزهاي زمين نيز بيرون گذاشته بود و در قلمرو هوا و فضا نيز به ترکتازي مشغول بود ، ناگهان متوجه تغييراتي در محيط اطراف خود شد و يکباره فهميد در چاهي عميق فرو رفته است که معلوم نيست آيا بتواند از آن براحتي بيرون آيد يا خير؟ گويي يکباره دانشمندان فهميدند در اثر آنچه خود کرده ايم در شرايطي دشوار اسير شده ايم و تحقيقات نشان داد دماي کره زمين اندکي کمتر از يک درجه سانتيگراد از زمان انقلاب صنعتي به اين سوي گرمتر شده است و همين يکي ، دو درجه ناقابل است که ما را وارد عصر واکنش هاي خشمگينانه زمين کرده است.
دانشمنداني که اين واقعيت را يافتند با مشکل جدي تري نيز مواجه شدند. آنها در ابتدا گمان مي کردند مي توانند از مردم بخواهند که بسرعت به اين رويداد واکنش نشان دهند اما در اين راه با 2 مشکل اساسي مواجه شدند. نخست آن که مردم عادي باور نمي کردند سياره آنها تا اين حد آسيب پذير باشد که بر اثر استفاده از منابع آلاينده دچار تغييرات جدي شود و از سوي ديگر ، اين سوال را مطرح مي کردند که اگر تا اين حد که دانشمندان مي گويند وضع زمين بحراني است پس کاري از دست شهروندان عادي برنمي آيد و بايد کار را به دست سياستمداران و تصميم گيران گذاشت و اينجا بود که مشکل دوم رخ نمود. سياستمداران و صاحبان صنايع زماني که مخاطب اخطار دانشمندان قرار گرفتند خود را در وضعيت دشواري يافتند. آنها اگر مي خواستند با روند گرم شدن زمين مقابله مي کردند، مي بايست صنايع خود را بازسازي مي کردند و اين کار دربردارنده خرج ميلياردها دلار هزينه و از دست دادن برخي فرصتهاي تجاري بود و اين چيزي نبود که صاحبان صنايع آن را بپذيرند و فاجعه زماني خود را به طور کامل آشکار کرد که تحت تاثير فشار صنايع که نبض اقتصاد جهان را نيز در دست داشتند دولتها ناچار به مماشات با اين جريان شدند و کار تا آنجا پيش رفت که در برخي کشورهاي پيشرفته صنعتي اين شايعه رواج يافت که گرم شدن زمين وجود خارجي ندارد و تنها ابزاري از سوي رقيبان براي عقب نگاه داشتن رشد اقتصادي ديگر کشورهاست اما آيا واقعا توطئه اي در کار است؟ شايد اگر شما هم در يک بعدازظهر سرد زمستاني براي خريد گل يا گياهي به درون يک گلخانه معمولي رفته باشيد ، براحتي قانع شويد که هيچ توطئه اي در کار نيست.
داستان گلخانه و جو زمين
خورشيد منبع انرژي در منظومه شمسي است. نور و حرارت اين سياره است که موجب ادامه حيات بر روي زمين مي شود. اين حرارت و نور به شکل امواج الکترومغناطيسي به زمين مي رسد. برخي از تابشهاي مضر از سوي جو زمين جذب و بقيه به درون جو وارد مي شوند. اين تابشهاي خورشيدي پس از برخورد به سطح زمين يا از سوي مواد سطحي جذب مي شوند و بخش ديگري از آن نيز به شکل پرتوهاي بازتابي به بيرون برگردانده مي شوند.

اثبات حيات در زمين


به نوشته روزنامه لس آنجلس تايمز ، سياره ما شبيه به يک بيمار اورژانسي است ، بايد تمامي سعي خود را براي حل سريع آن انجام دهيم و نمي توان به تجويز چند مسکن اکتفا کرد و نکته مهم در اين ميان آن است که تک تک ما انسان هايي که در هر کجاي زمين زندگي مي کنيم در اين زمينه مسووليم چه در ايران باشيم ، چه در امريکا ، چه در هندوستان يا چين يا هر جاي ديگر.

اگر فکر مي کنيم که موجودات مهمي هستيم که در اين سياره زندگي مي کنيم و لازم است حضور ما در اين سياره ادامه پيدا کند بايد همين امروز مبارزه خود را شروع کنيم.
اگر در اين راه تعللي صورت دهيم ، ممکن است اتفاق بسيار ناخوشايندي رخ دهد. زمين تنها سياره اي است که تاکنون حيات بر روي آن اثبات شده است اما اگر اين روند ادامه يابد ، شايد اين تنها جزيره شناخته شده حيات نيز نابود شود و در آن صورت همه ما مسوول خواهيم بود.

در شرايط عادي بخش عمده اي از تابشهاي حرارتي به همان طريقي که وارد جو زمين شده اند، مي توانند از آن خارج شوند تا تعادل دمايي زمين برقرار بماند. اما در سالهاي اخير در اين چرخه مشکل کوچکي به وجود آمده است که براي درک آن بايد سري به درون گلخانه هاي معمولي زد. در اين گلخانه ها شما شاهد آن هستيد که با وجود استفاده محدود از منابع گرمايي ، دماي محيط به شکل شگفت انگيزي با دماي بيروني متفاوت است و درون گلخانه ها که عموما از جنس شيشه يا پلاستيک هستند گرماي بيشتري انباشت مي شود. کليد اين معما در ساختار پلاستيک اطراف فضاي گلخانه است.
زماني که تابشهاي گرمايي و نور خورشيد به اين محافظ مي رسد، از آن عبور مي کند چرا که اين سطوح نسبت به طول موجهاي مرئي شفاف هستند ، اما زماني که تابش با سطح برخورد مي کند ، اندکي از انرژي خود را از دست مي دهد. کساني که مختصري از فيزيک امواج را مي شناسند، به شما خواهند گفت که اين مساله معادل تغيير در فرکانس و طول موج پرتوهاي تابيده شده خواهد بود. به اين ترتيب طول موج اين پرتوها به سمت امواج فروسرخ يا امواج حرارتي ميل خواهد کرد و اين پرتوها به سمت بيرون بازتابانده مي شوند. اما اين بار ساختار پلاستيک که در برابر ورود آنها شفاف بود ، در برابر خروج امواج حرارتي تيره مي شود و اجازه خروج را به آنها نمي دهد و به اين ترتيب حرارت در محيط به دام مي افتد و دما افزايش مي يابد. اين رويداد در سطح سياره زمين به شکل متفاوتي رخ نموده است.
استفاده از منابع انرژي و عمدتا انرژي هاي سوخت هاي فسيلي باعث شده است ميزان زيادي از گازهايي که به گازهاي گلخانه اي معروفند و نمونه بارز آنها دي اکسيد کربن است ، وارد جو زمين شوند. اين گازها، نقش همان محافظ گلخانه را ايفا کرده اند و به اين ترتيب دماي ميانگين زمين اندکي افزايش يافته و ماشه تغييراتي را چکانده است که ممکن است منجر به فاجعه شود. شايد فکر کنيد مگر يک درجه بالا و پايين چه تاثيري دارد؟ جواب ساده است : تغييرات گسترده اي در اثر همين اندک افزايش دما آغاز مي شود. دماي اقيانوس ها بالا مي رود، يخهاي قطبي آب مي شوند، درياچه ها تبخير مي شوند و غلظت نمک آنها افزايش مي يابد، طوفان هاي حاره اي يا هاريکن ها در بازه وسيع تري رخ مي دهند و با افزايش سطح آبهاي آزاد سرزمين هاي زيادي به زير آب خواهند رفت و در نهايت در پي يک يخبندان کوتاه دوره ، دوران سوزان زمين آغاز مي شود و سرنوشتي تلخ در انتظار آن خواهد بود و نابودي از گونه هاي کوچک تر که اتفاقا سرمنشا و در راس زنجيره غذايي هستند، هم اکنون آغاز شده و اگر فکري جدي نشود، به گونه هاي مياني هرم نيز منتقل مي شود و براي اين که سرعت رشد اين فاجعه را دريابيد بد نيست بدانيد اگر اين روند ادامه يابد تا سال 1340 خورشيدي تمام کلاهک يخ قطب شمال ذوب خواهد شد.به همين سادگي ، ما سياره خود را در معرض نابودي قرار داده ايم و متاسفانه راه حل مورد نياز که بايد هم بسيار فوري مورد توجه قرار گيرد، بسيار ساده و در عين حال دست نيافتني مي نمايد. بايد توليد و انتشار گازهاي گلخانه اي در حداقل زمان متوقف شود.پروتکل کيوتو در سال 1997 نخستين گام عملي دولتها در اين خصوص بود که عملا شکست خورد. در اين پروتکل از کشورهايي که نقش عمده اي در توليد گازهاي گلخانه اي داشتند، خواسته شده بود ميزان توليدات خود را به طور جدي کاهش دهند؛ اما متاسفانه به دليل حاکميت اقتصاد در سياست اين توافقنامه از سوي کشورهاي عمده توليدکننده گازهاي گلخانه اي رعايت نشد. امريکا که خود يکي از عمده ترين توليدکننده هاست ، به همراه استراليا و چين از امضاي اين پروتکل سرباز زدند و در حالي که ال گور، معاون رياست جمهوي امريکا در دوره بيل کلينتون خود از بانيان اين قطعنامه بود، اما اين کشور با مخالفت کنگره و سرانجام رئيس جمهور جديد (جرج دبليو بوش) باعث شکست اين طرح شد. زمامداران اين کشورها استدلال مي کردند با اين اقتصاد آنها دچار مشکلات جدي مي شود و گويي همه فراموش کرده اند که همگي ما در يک سياره زندگي مي کنيم و اگر زمين در خطر قرار گيرد اصولا اقتصادي وجود نخواهد داشت که ضعيف يا قوي باشد. به هر روي اين روزها نيز تلاشهاي ديگري براي حل اين مشکل در حال انجام است و اين بار در حالي که فشار بيشتري به دولتها مي آيد، مردم عادي مخاطب قرار گرفته اند.افراد بسياري در تلاشند تا مردم را با مسووليت هاي خود در اين باره آشنا کنند و واقعيت هم اين است که تک تک ما مي تواند نقش مهمي در کاهش اين فرآيند داشته باشد از کاهش مصرف سوخت خودرو گرفته تا صرفه جويي در مصرف انرژي و بهينه سازي مصرف سوخت منازل شخصي.
براي همين منظور است که امروزه تلاشهاي گسترده اي صورت مي گيرد. چندي پيش فيلم حقيقت ناخوشايند که بر مبناي کتابي با همين نام ساخته شده بود، جايزه اسکار بهترين فيلم مستند را به دست آورد. در اين فيلم ال گور با استفاده از تصاويري تکان دهنده به بيان تاثيرات ناخوشايند گرم شدن زمين مي پرداخت.
گور در ادامه فعاليت هايش کنسرت بزرگي به نام زمين زنده را امسال اجرا کرد که در 8 شهر و 5 قاره و به مدت 24 ساعت برگزار شد و از مخاطبان آن خواسته شد تا در برابر بيماري سياره مادري واکنش نشان دهند و اين تنها 2 نمونه از صدها اقدامي است که در اين زمينه صورت گرفته است.
منبع:جام جم
نوشته شده توسط مشرق زمین در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 14:17 | لینک ثابت |
 
offshore